Tuesday, 27 June 2017

هشدار کاخ سفید:‌ رژیم اسد در حال برنامه‌ریزی برای تهاجم شیمیایی است

هشدار کاخ سفید:‌ رژیم اسد در حال برنامه‌ریزی برای تهاجم شیمیایی است




حمله جنایتکارانه شیمیایی اسد به خان شیخون

حمله جنایتکارانه شیمیایی اسد به خان شیخون



خبرگزاری رویتر امروز سه‌شنبه 6تیر 96 به‌نقل از بیانیه کاخ‌سفید اعلام کرد:‌ به‌نظر می‌رسد دولت سوریه در حال آماده‌سازی برای حمله جدیدی با تسلیحات شیمیایی است. کاخ سفید به بشار اسد و ارتش وی هشدار داد در صورتی که دست به چنین تهاجمی بزند ”بهای سنگینی پرداخت“ خواهد کرد.


بیانیه کاخ سفید افزود‌:‌ آماده‌سازیها توسط رژیم سوریه مشابه آماده‌سازیهای قبل از تهاجم شیمیایی 4آوریل است که باعث کشتار دهها شهروند غیرنظامی سوری شد و متعاقباً دونالد ترامپ فرمان حمله با موشکهای کروز به پایگاه هوایی رژیم سوریه را صادر کرد.

وکلای آمریکایی خواهان مصادره یک برج یک میلیارد دلاری رژیم ایران در نیویورک هستند

وکلای آمریکایی خواهان مصادره یک برج یک میلیارد دلاری رژیم ایران در نیویورک هستند


برج علوی متعلق به رژیم آخوندی در محله منهتن نیویورک

برج علوی متعلق به رژیم آخوندی در محله منهتن نیویورک


خبرگزاری رویتر 6تیر 96خبر داد: وکلای آمریکایی روز دوشنبه 5تیر 96 مصرانه از هیأت منصفه دادگاه خواستند تا به دولت آمریکا اجازه دهد یک برج واقع در منهتن نیویورک را به‌خاطر نقض تحریمها علیه رژیم ایران مصادره کند.

در پایان یک محاکمه یک ماهه در دادگاه فدرال آمریکا مایکل لاکارد معاون دادستان آمریکا به هیأت منصفه گفت مؤسسه غیرانتفاعی علوی که صاحب اصلی این ساختمان می‌باشد اطلاع داشته است
شرکت آسا که صاحب غیر اصلی ساختمان است یک شرکت پوششی متعلق به رژیم ایران است و برای لاپوشانی این مسأله همکاری کرده است.

دولت آمریکا خواهان مصادره این برج 36طبقه است که ارزش آن یک میلیارد دلار است. هدف دولت آمریکا این است که این پول را در اختیار افرادی قرار دهد که دادگاه به‌نفع آنها رأی داده است. این افراد از بستگان قربانیان بمبگذاریها و حملات تروریستی رژیم ایران هستند.

هشدار ولید جنبلاط به قطر: به رژیم آخوندی نزدیک نشوید

هشدار ولید جنبلاط به قطر: به رژیم آخوندی نزدیک نشوید

ولید جنبلاط رئیس حزب سوسیالیست پیشرو لبنان

ولید جنبلاط رئیس حزب سوسیالیست پیشرو لبنان


ولید جنبلاط رئیس حزب سوسیالیست پیشرو لبنان به قطر هشدار داد به رژیم آخوندی نزدیک نشود و به مصلحت قطر نیست که با این رژیم ائتلاف کند.

به گزارش الدستور چاپ مصر، جنبلاط ابراز امیدواری کرد ابتکار کشورهای عربی منجر به پایان یافتن بحران و بستن شکاف در شورای همکاری خلیج‌فارس شود.

ولید جنبلاط گفت: جنگ داخلی در سوریه باید با تشکیل حکومت انتقالی پایان یابد.

خامنه‌ای ورفع و رجوع فرمان «آتش به اختیار»

  خامنه‌ای ورفع و رجوع فرمان «آتش به اختیار»

 

خامنه ای ولی‌فقیه ارتجاع، در وحشت از خطر خیزشهای مردمی در اثر زهر شقه و آشفتگی نظام، دستور فضاحت‌بار و مستأصلانه خود تحت عنوان «آتش به اختیار» را رفع و رجوع کرد و خطاب به ایادی خود گفت آتش به اختیار به‌معنای بی‌قانونی نیست و آنها باید مراقب آرامش کشور و عدم سوء‌استفاده دشمنان باشند! 

تلویزیون شبکه خبر (رژیم) ۵/۴/۹۶ - خامنه‌ای: ما خلل و فرج فرهنگی زیاد داریم، جاهایی که نفوذگاه دشمن است از لحاظ فرهنگی بسیار است، 
آتش به اختیار به‌معنی کار فرهنگی خود جوش و تمیز است، این‌که ما گفتیم معنی‌اش این است که در تمام کشور جوانها و صاحبان اندیشه و فکر، صاحبان همت خودشون با ابتکار خودشون کار رو پیش ببرند، کارهای فرهنگی رو، منافذ فرهنگی رو بشناسند و در مقابل آنها کار انجام بدهند، کار آتش به اختیار به‌معنای بی‌قانونی و فحاشی و طبلکار کردن مدعیان پوچ گوی اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست

نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سو استفاده دشمنان از وضعیت کشور، مراقب حفظ قوانین، این مراقبتها در درجه اول متوجه به نیروهای انقلاب است که دلسوزند.

در همین نمایش حکومتی، یک مداح دلسوز خامنه‌ای با طعنه زدن به رئیس‌جمهور رژیم که در صف اول نشسته بود، گفت:
این حکمرانی این مسئولیت برای تو طعمه نیست امانتی است برعهده تو
ای نشسته صف اول نکنی خود را گم -پی اقدام تو هستند هنوز این مردم
چند روزی تو مقامی به امانتداری - منصبت را نکند طعمه خود پنداری

مداح خامنه‌ای در حرکت آتش به فرمان خود با حضور خامنه‌ای، آثار زهر شقه در رأس نظام و پیامدهای شکست برجام وزهر اتمی را هم خطاب به آخوند روحانی و باند رقیب برملا کرد، و گفت:
ما نه انیم که اموخته غرب شویم-پی هر وسوسه‌یی سوخته غرب شویم
سیلی از کوخ نشین کاخ نشین خواهد خورد و زمین خوار سر انجام زمین خواهد خورد
2030چیست که تعلیم جهان از دل ماست. هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست
اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری است. قرص خواب است ولی چاره ما بیداری است

وحشت از حربه تحریم مبادا با ما -باز تحریم جدیدی به سنا رفت که رفت
جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت
ذوق بیهوده ز برجام خطابود خطا تکیه بر عهدعموسام خطا بود خطا

خامنه‌ای همچنین در دیدار با کارگزاران و سفرای نظام، با ترس و نگرانی از تغییر اوضاع منطقه وسیاست آمریکا آن را دشمنی توصیف کرد و گفت متأسفانه باید به فکر باشیم.

علی خامنه ای‌: آنوقتی که انسان میشنود که فلان سناتور آمریکایی که با اصل اسلام و کشورهای اسلامی دشمن است، او دغدغه جامعه سنی را در مقابل شیعه ابراز می‌کنه، وقتی انسان این ترفند را مشاهده می‌کند جا دارد به‌شدت نگران بشه، جا داره به‌شدت مراقب باشه، دشمنی که با اصل اسلام مخالف است حالا نسبت به گروه اسلامی در مقابل یک گروه دیگر ابراز پشتیبانی کنه، این جز خباثت، جز توطئه، جز ایجاد دشمنی چیزی دیگری است و این اتفاقاً متأسفانه امروز وجود دارد، ما باید بفکر باشیم

آخوند روحانی در این دیدار ضمن به مجیزگویی برای خامنه‌ای و سپاه پاسداران که سلاحهای راهبردی می‌سازند، گفت:
و من باید اینجا تشکر کنم از همه ملت ایران که در برابر تروریستها با بیان روشن و شجاعانه‌ای ایستادند و اتحاد ملی را حفظ کردن و همچنین تشکر کنیم از آنهاییکه سلاحهای راهبردی کشور را می‌سازند و از آنهایی که از آنها به‌خوبی استفاده می‌کنند.

Saturday, 10 June 2017

آفرینندگان عالی ترین ارزش در روز ۲۹ اردیبهشت مهدی سامع

آفرینندگان عالی ترین ارزش در روز ۲۹ اردیبهشت مهدی سامع


در روز شنبه ۳۰ اردیبهشت، وزارت کشور رژیم نتایج نمایش موسوم به انتخابات را اعلام کرد. این نتیجه در شرایطی اعلام می شود که هیچ نهاد و شخصیت بی طرف ایرانی و غیر ایرانی بر این مضحکه و اطاق جادویی «تجمیع آرا» نظارت نداشته و از این رو رقم سازی مربوط به تعداد شرکت کنندگان فاقد اعتبار و یک دروغ محض است. واقعیت این است که در رقابت بین دو باند درون ولایت خامنه ای، باند «حاکم» بازی را به شکل مفتضحانه باخته و حسن روحانی برای بار دوم با کسب ۵۷ درصد آرا بر صندلی ریاست قوه مجریه تکیه زده تا مسیر «نرمش قهرمانانه» خامنه ای که با نوشیدن جام زهر هسته ای آغاز شد را هموارتر کند. تا آن جا که به اکثریت مردم ایران بر می گردد، از این نمایش تکراری هیچ نصیبی نخواهند بُرد. زندگی و معیشت مردم روز به روز بدتر خواهد شد.
پیرامون این شعبده بازی بحث و تحلیل بسیار صورت گرفته و ادامه خواهد داشت. هدف این نوشته تحلیل آن چه تحت عنوان انتخابات صورت گرفته نیست. هدف این نوشته حتی گزارش جنبش گسترده تحریم از جانب اکثریت قریب به اتفاق گروههای سیاسی نیست. هدف این یادداشت ستایش و قدردانی از کسانی است که وارد این بازی سخیف نشده و آن را برنتابیدند. در این نوشته به فرازهایی از اعلام موضع شفاف و افتخار آمیز برخی از آنان می پردازم.
شعله پاكروان مادر زنده یاد ریحانه جباری در باره این شعبده بازی نوشت: «در حالى كه كمتر از یك هفته به نمایش تهوع آورى به نام انتخابات باقى مانده است، من به هیچکدام از۶ بازیگر رأى نخواهم داد. نه به سه بازیگر اصلی که خودشان با وقاحت در برابر چشمهای مردم، جنایات و دزدیهای یکدیگر را رسوا می کنند و نه۳ سیاهی لشگری که برای خالی نبودن عریضه آمده اند. اینان در یک مورد مشترکند: همه شان طرفدار زندان و شکنجه و اعدامند. اصلی ترین مطالبه مردم نیز روشن است، آزادى، همان كه زیر سایه هیچكدام از اینان دست یافتنی نیست… چگونه مى خواهیم رأى دهیم و چشمهای گوهر عشقی را فراموش كنیم؟ و آخرین نگاه ندا آقا سلطان را به یاد نیاوریم؟ و صدای آرش صادقی را از خاطر ببریم؟ و صدای شهرام احمدی را؟»
شهین مهین فر، مادر زنده یاد امیر ارشد تاج میر در دلنوشته خود اعلام کرد که «به قاتلان فرزندانم رای نمی دهم».
«برای پسر مبارزم، امیر ارشد تاج میر
جگرم می سوزد، برای جوانی ات، که زیر خاک شد.
عزیز مادر، بگذار هر که می خواهد رای دهد.
حق دارد، چون هنوز جگرش نسوخته و خدا نکند بسوزد.
فقط کاش می فهمیدند و می دانستند جوانهایی که در زندان به دست جلادان می می رند و هیچ کس به دادشان نمی رسد هم ایرانی اند و از جنس خودشان.
آنها برای یک زندگی شرافتمندانه، کار می خواهند.
آنها دردشان درد کودکان کارتن خواب است.
آنها دردشان درد پدریست که کلیه می فروشد تا فرزندانش شب گرسنه نخوابند.
آنها سر پناهی کوچک می خواهند، نه کاخی در زعفرانیه.
آنها آزادی می خواهند تا حرفهای پر دردشان را بزنند.
آنها گوش شنوا می خواهند برای شنیدن، نه کتک خوردن با شوکر برقی.
آنها مانند فرزندان جناب مدیر یا فلان رییس، ماشین پورشه نمی خواهند.
آنها درد دارند، درمان می خواهند، بیمارستان و پزشک و دارو می خواهند.
آنها بیمه و برای بچه های شان نان می خواهند نه شعار.
آنها دل خوش می خواهند، غم و ستم بس است.
آنها انسانیت انسانی شان را می خواهند، نه توهین و تحقیر.
شما برای احترام به دوستی هرکس و به هر دلیل و به هر کاندیدا رای دهید،
مختارید، اما من به قاتلان فرزندانم رای نمی دهم.»
روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ خانواده زنده یاد ندا آقا سلطان در فیس بوک «یادبود ندا» نوشتند: «در اینجا اعلام می داریم خانواده ندا در انتخابات شرکت نخواهند کرد…» در خرداد ۱۳۹۲ هم خواهر ندا در همین صفحه نوشت: «ما هنوز چشمهای باز مونده ندا، خون ریخته شده كف خیابون رو فراموش نكردیم كه بخواهیم از كسی طرفداری كنیم و به كسی رای دهیم. مامان من به هیچ كس رای نداده، رای ما روزی به كسی خواهد بود كه وجود آن را داشته باشد كه اعلام كند قاتل این بچه های بی گناه چه كسی بوده و انتقام آنها را بگیرد كه انتظار چنین چیزی از آدمهایی كه از فیلتر شورای نگهبان رد شده باشند محال است. مامان من رای نداده و نخواهد داد.»
گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی از بند زنان زندان اوین در باره مضحکه موسوم به انتخابات نوشت: «به راستی تفاوت این دو دسته که سعی دارند خود را به ‌عنوان دو حزب به توده ‌ی جامعه بقبولانند چیست؟! مگر جز این است که در تمام دوره ‌ها بازداشت، احکام سنگین و بی ادله، دادگاههای فرمایشی و چند دقیقه ‌ای، اعدام و فساد مالی و فقر و فحشا و کودک‌ آزاری و تجاوز و آتش سوزی در مدارس و بی‌ هویتی پاسپورت ایرانی و وعده‌ های پوشالین و بی‌ سر انجام مسئولان و …را شاهد بوده‌ایم؟! … در کدام دولت بازداشت و اهانت و اعدام نداشته ‌ایم که داد آزادی و امنیت و آرامش جامعه سر می‌ دهند. البته تا زمانی که تعدادی هورا کش و از داخل زندان‌ها هویت خود را انکار کنند و ملیجک وار دست به قلم تمجید از امثال ظریف برند و انگشت به جوهر، ننگ حضور در این نمایش مضحک آغشته کنند؛ ایشان نیز باید بر خر مراد سوار باشند و شاهد حضور اصلاح‌طلبان با نام اعتدالیون که با اصول‌گرایان معتدل گره خورده‌اند باشیم…. باشد که روزی شاهد حضور احزاب و منتخبی با عقاید و باورهای مختلف در عرصه‌ ی انتخابات کشورمان باشیم. تا آن روز به جهت نبود فضای باز سیاسی و تحمیل کاندیدای گزینشی و ممانعت از حضور احزاب و عدم پاسخگویی به چرایی از میان برداشتن احزاب و گروهها و تا حضور کاندیدایی از تمامی ایدئولوژیها، مذاهب و قومیتهای ایرانی از شرکت در چنین انتخاباتی که نه حماسه‌ ی حضور بلکه نمایش اقتدار تک ‌روی، سرکوب و استبداد است و تنها صرف هزینه ‌ای جهت عوام‌ فریبی ست خودداری نموده و فعالانه تا ایجاد فضایی باز جهت فعالیت آزاد کلیه‌ی احزاب در ایرانی آزاد و رها از یوغ استبداد تلاش خواهیم نمود.»
زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان در بیانیه ای با تشریح تبعیض دینی در نظام حاکم، اعلام کردند:
«همه اقشار مختلف به خصوص اهل سنت و اقلیتهای قومی و مذهبی و مردم ایران می خواهیم که این انتخابات را که رئیس جمهور در آن مترسکی بیش نیست و آلت دست دیگران است را تحریم کنند. ما زندانیان سیاسی زندان زاهدان هم این انتخابات را تحریم می کنیم.»
این بیانیه را مولوی نورالدین کاشانی، مولوی عبدالرحیم کوهی، امان الله بلوچ زهی، همزه ریگی، بشیر احمد حسین زهی، عابد بم پوری، اسحاق کلکلی، میثم چندانی، حسن دهواری، الیاس قلندر زهی، شیرمحمد زمانی پور، نوید سپاهی، شیرجان دهواری، ابوبکر رستمی، سجاد بلوچ، چاکری، عبدالخالق ریگی، صوفی چمبری، درمحمد شه بخش، اسماعیل شه بخش، عبدالله نوتی زهی، محسن قنبر زهی، محمد رضا قنبرزهی، عبدالملک قنبر زهی، عبدالحمید کارا زهی،عبدالصمد هود، عطا الله هود، عبدالوحید هود، زبیر هود، عظیم بلوچ زاده، ابوبکر ملازهی، مصیب وطن خواه، حامد باران زهی، امین ریسی، بشیر احمد بلیدهی، صدیق باران زهی، ادریس بلیدهی، جاوید دهقان، محمود کلکلی و امید ایمانی امضا کردند.
جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در بیانیه ای با عنوان «تحریم نمایش مسخره انتخابات قلابیرژیم» اعلام کردند: 
«علیرغم مهندسی همه جانبه ولی فقیه و رسم انواع و اقسام خطوط قرمز و ممنوعه و تهدید و رد صلاحیتهای افرادی که قبلا ثابت کرده بودند منافع شخصی شان هیچگونه وجاهتی برای رسام خطوط قرمز قائل نمی شوند، همچنین مشخص کردند که تاراج و به یغما بردن اموال میهن،‌ آنچنان در وجود عوامل و جیره خواران رژیم ریشه دوانده که برگزیده ترین نفرات حکومت نیز برای سهیم نمودن در خوان به یغما برده شده به ریش ولی فقیه پوشالی و رو به اضمحلال خندیدند و هر کدام گوشه ای از فساد نهادینه و سیستماتیک رژیم را که مربوط به جناحهای دیگر بود،‌ رو کردند و مانند مناظره های دو دوره قبل آنچه در نهایت آشکار و یا هویدا گردید این بود که شرط اساسی برای شرکت داشتن در آن (‌ نه ۴٪ ‌بلکه کمتر از ۲٪ ) افرادی که به انحاء‌ مختلف در قدرت دستی دارند،‌ این است که علاوه بر اینکه در مسابقه فساد و چپاول و قدرت با دیگر افراد شرکت کنند،‌ بلکه بدون وقفه در سرکوب و شکنجه و اعدام هر آنکس که به افشای حریم فساد سردمداران ولایت و نیروی سرکوبگر آن یعنی سپاه پاسداران جهل و جنایت و بسیج ضدمردمی می پردازد،‌ هیچگونه شک و شبهه ای به خود راه ندهند….
حال که این جانیان افشا شدن جنایتها و دزدیهای شان نزد مردم را مخل امنیت خود می دانند،‌ بیش از پیش روشن می گردد همانطور که در قانون اساسی خود رژیم ذکر گردیده نظر مردم در مقابل نظر ولی فقیه فاقد هرگونه ارزشی می باشد. …
حال که هیچگونه تفاوتی بین آخوند رئیسی یعنی مجری قتل عام سال ۱۳۶۷ و یا آخوند روحانی یعنی سرکوب کننده قیام ۱۸ تیر ۷۸ و قیام ۸۸ و پاسدار قالیباف (‌که با رئیسی ائتلاف نموده)‌ که نماینده به قول خودشان برادران قاچاقچی در بیش از ۱۱۴ اسکله و گمرک و امثال فرودگاه پیام و … وجود ندارد و از آنجائی که هر فردی با شرکت در نمایش انتخابات،‌ با آلوده کردن دست خود به خون جوانان آگاه و پاکباز این میهن راه را برای کشتارهای آتی و چپاول مملکت برای این جنایتکاران هموار می کند؛
ما زندانیان سیاسی- عقیدتی زندان گوهردشت کرج یکصدا و دست در دست دیگر اقشار میهن در زنجیر،‌ با تحریم این نمایش مسخره اعلام می نمائیم؛ ما خواهان یک انتخابات آزاد زیر نظر مراجع بین المللی برای رسیدن به یک جامعه آزاد و مبتنی بر حاکمیت و آزادی تمامی آحاد مردم،‌ بدون هیچگونه تبعیض جنسیتی و قومی،‌ دینی و … مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشیم.»
این بیانیه را رضا اکبری منفرد، ایرج حاتمی، لطیف حسنی، خالد حردانی، امیر دوربین قاضیانی، شاهین ذوقی تبار، سعید شیرزاد، حسن صادقی، محمد مهدی فراخی شاندیز، ابوالقاسم فولادوند، ابراهیم فیروزی،احمد کریمی و سعید ماسوری امضا کردند.
این است سند افتخار و شرافت شهروندان ایران زمین. اینان ستارگان درخشان سپهر جنبش آزادیخواهی و دادخواهی مردم ایران هستند و به قول زنده یاد احمد شاملو: «اینان دل به دریا افکنانند/به پای دارنده آتشها».
اینان در زیر تازیانه و درفش پایداری می کنند تا حماسه های واقعی را به ثبت رسانند.
فریاد اینان است که اندام پوسیده ولایت خامنه ای را به لرزه انداخته است. اینان نه فراموش شدگان که تجسم واقعی اراده مردم دربند برای رهایی هستند. اینان هستند که در فضای ریا و تزویر آزادی را در درک ضرورت می دانند و به همین خاطر وارد شعبده بازی خلیفه جلاد و حامیان تبهکار او نمی شوند. این عالی ترین ارزشی است که در روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ به ثبت رسید.
منبع: نبردخلق شماره ۳۸۵، دوشنبه اول خرداد ۱۳۹۶ – ۲۲ مه ۲۰۱۷

ولایت فقیه یک نظام مطلقاً شکست‌خورده

 ولایت فقیه یک نظام مطلقاً شکست‌خورده


«۲۸سال بعد از مرگ خمینی دجال» و «۳۸سال پس از نشستن آن در حاکمیت»، تنها کارنامه‌ای که در مورد این «نظام ناچسب به جهان معاصر» می‌توان با قاطعیت صادر کرد،‌ «شکست در تمامی عرصه‌ها» است.
این موضوع آن‌قدر آشکار و غیرقابل‌انکار است که رئیس‌جمهور همین نظام، با رساترین بیان به آن در منظر عموم رسماً اعتراف کرد: «یکبار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، را قبول ندارند.» (۱) پیش‌ازاین نیز او، به‌عنوان بالاترین سرکرده اجرایی این رژیم در اعتراف دیگری گفته بود که: «ما در آستانه [سالگرد] روز پیروزی انقلاب هستیم … و هنوز در مفاهیمی از انقلاب اجماع نظر نداریم. ۳۷ سال از ۲۲ بهمن ۵۷ گذشته است فکر می کنم هنوز هم نیاز است که ما انقلاب را معنا و انقلابی بودن را تفسیر کنیم» (۲) چنین برداشتی از چهاردهه سردرگمی و شکست، منحصر به باندهای ریزشی این نظام که در حسرت کاریکاتوری از وابسته گرایی شب و روز می‌گذرانند، نیست، نظریه‌پردازان اصلی مادون سرمایه‌داری این نظام که در نزدیک‌ترین مختصات به شخص ولی‌فقیه ارتجاع هستند هم به چنین سردرگمی و شکستی در رسیدن به آماج‌های مطلوب خود، اعتراف می‌کنند، ازجمله آخوند محمدتقی مصباح یزدی بااینکه هنوز امید به نجات تخته‌پاره‌های همین حاکمیت عقب‌مانده در برابر امواج سهمگین پیشرفت‌های سیاسی اجتماعی معاصر دارد، به‌عنوان تئوریسین باند خامنه‌ای دراین‌باره می‌گوید: «حتی پس از انقلاب برای بسیاری از افراد که مسئولیتی را بر عهده داشتند و اصولگرا نیز بودند ، تئوری ولایت فقیه از نظر علمی روشن نبود.» (۳) او همچنین اعتراف می‌کند که علیرغم چهاردهه در اختیار داشتن انحصاری حاکمیت و تمامی امکانات سیاسی اقتصادی و تبلیغی سنتی و مدرن آن: «هنوز مسائل مربوط به ولایت فقیه به صورت کامل حل نشده است و آنگونه که باید روی این مسئله کار نشده است … امروز کتاب‌های فقهی زیادی در باب صلاة و طهارت نوشته شده است، اما در عین حال مسئله حکومت اسلامی با این اهمیت کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است … کم‌کم کار به‌جایی رسید که در بین شعارهای نامزدها، حتی یک مورد نیز اسلام [آخوندی] و دغدغه دینی مطرح نمی‌شد … برخی سیاست‌مداران با وجود اینکه خودشان افراد متدین و اهل تهجد هستند، شعارهای [آخوندی] در بین سخنان‌شان وجود ندارد، چراکه این‌گونه به آنها القا شده است که مردم از این مسائل دوری می‌کنند و بالعکس اگر مثلا گفته شود گشت ارشاد را برمی‌دارم، مردم اقبال خواهند داشت …» (۴) چنین زلزله‌ای زیر پای ولی‌فقیه ارتجاع را رفسنجانی چند سال پیش در یک نامه بدون سلام به خامنه‌ای، حس و گوشزد کرده بود: «… من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌ای نکرده‌ام … با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم … سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل»(۵) البته نظام آخوندی خیلی زودتر از این‌ها خودش را در محاصره مردم و مقاومت ایران یافته بود محسن رفیق‌دوست اولین وزیر سپاه ولی‌فقیه این تهدید را در قالب خاطره دیالوگی با خمینی، این‌گونه بیان کرده است: «… سال ۶۷ خدمت … امام … رفتم … عرض کردم: آقا این … که می‌گویند “خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار” … من نیز از آنانم به خاطر خودمان هم این شعار را می‌دهیم. چرا که فکر می‌کنیم بعد از شما، ما را در این خیابان‌ها به تیرهای چراغ برق دار می‌زنند.» (۶) و یک آخوند خمینی گرا در بیان خاطراتش از مرگ خمینی دجال و بیرون کشیدن خامنه‌ای از خم رنگ رزی «ولایت» همین عنصر تهدیدکننده نظام را بی‌پرده‌تر اعتراف کرد و پس از دهه‌ها مشخص ساخت دستپاچگی وارثان خمینی در روزهای پس از مرگ او به چه علت بوده است: «بدون تردید مقطع زمانی انتخاب … خامنه‌ای به رهبری نظام دارای اهمیت و حساسیت ویژه‌ای بوده است. برخی نگرانی‌ها که در پی بیماری… خمینی… به‌وجود آمده بود عبارت بودند از: ۱- مدیریت کشور در دورهٔ پس از… خمینی؛ ۲- ناتمام بودن اصلاح و بازنگری قانون اساسی، ۳- نگرانی از حمله یا تحریکات نظامی [مجاهدین]» (۷)
بنابراین بار دیگر با وضوح تمام مشخص می‌شود که با حضور یک آلترناتیو منسجم، سازمان‌یافته و قدرتمند در برابر این رژیم مادون تاریخی درصحنه سیاسی، امکان تثبیت موقعیت از آن به‌صورت بالفعل و بالقوه سلب شده است و گذر زمان چیزی جز شکست‌های پی‌درپی و سردرگمی برای آن ارمغان نخواهد آورد، به همین دلیل آشکار است که تضعیف و تخطئه این مقاومت با استفاده از انواع توطئه و جنگ‌های روانی، در صدر اولویت تمامیت این رژیم و تمامی کسانی است که با آن بر ضد مردم ایران، منافع مشترک دارند.
(۱) خبرگزاری حکومتی ایلنا ۱۸اردیبهشت۹۶
(۲) خبرگزاری حکومتی ایرنا ۱۸بهمن۹۴
(۳) خبرگزاری حکومتی مهر ۲۷تیر۸۸
(۴) سایت حکومتی انتخاب ۲۱اردیبهشت۹۲
(۵) خبرگزاری حکومتی مهر ۱۹خرداد۱۳۸۸
(۶) باشگاه حکومتی موسوم به خبرنگاران جوان آخوندی ۲۰بهمن۹۵
(۷) خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم ۱۳خرداد۹۶

جنبش دادخواهی خون شهیدان - ۱۳۵۹ خورشیدی حملة چماقداران وشهادت ناصر محمدی

جنبش دادخواهی خون شهیدان - ۱۳۵۹ خورشیدی حملة چماقداران وشهادت ناصر محمدی

چماقداران خمینی به انجمن میثاق از انجمنهای محلی هواداران مجاهدین واقع در خیابان عباسی (جنوب غربی تهران ) حمله کردند و انجمن و جوانان مجاهد مستقر در آن را به خاک و خون کشیدند. در این حملة وحشیانه میلیشیای مجاهد خلق «ناصر محمدی» بر اثر شلیک گلوله به سرش توسط پاسداران خمینی به شهادت رسید