۱۳ بهمن ۱۳۹۴

خمینی واستراتژي دجال گرايانه خميني( قسمت اول) با شعار مرگ بر آمريكا وسودهائي كه از آن ميبرد

استراتژي دجال گرايانه خميني( قسمت اول) با شعار مرگ بر آمريكا وسودهائي كه از آن ميبرد





همه ما ميدانيم كه كارتر تصميم گرفت كه شاه بر كنار شود 

زيرا تهديدي را ارزيابي كرده بودند كه اگر شاه در ايران بر سر

 كار بماند فضاي انقلابي مردم وسازمانهائي كه عليه شاه 

مبارزه مسلحانه ميكردند جامعه در حال انقلاب ايران را رهبري 

خواهند كرد وبقول آنها جامعه راديكاليزه خواهد شد وبا توجه به 

همسايه شمالي ايران شوروي كه قطب دوم جهاني است سود 

خواهد برد پس در جمعبندي ازشرايط عيني جامعه ايران آنها را واداشت كه تصميم بگيرند شاه را همانجوري كه در كودتاي

 28مردادآوردند ببرند.


واما سئوال اين بود كه چه  كسي وچه جرياني را بياورند

 .
جواب بسيار روشن بود خميني وآخوندهاي مرتجع كه تشنه 

قدرت وثروتند وهركاري هم خواهند كرددر اولويت از

 ما بهتران وهمان شيطان بزرگ است

واما چرا خميني؟

زيرا دشمني وكينه اي ديرينه ضد انقلابي نسبت به 

سازمانهايانقلابي ايراني چه مسلمان وچه غير مسلمان داشت كه احتمال داشت انقلاب را هدايت كنندوالبته پنهان هم نميكرد
آمريكائي ها هم گفتند:
دومین پیام ۲۷ دی ماه ۵۷، ۱۷ ژانویه ۱۹۷۹

دیدار دوم در روز۲۶ یا ۲۷ دی ماه ۵۷ برابر با  ۱۷ یا ۱۸

 ژانویه ۷۹ 

صورت گرفت. در این دیدار نمایندۀ وزارت امور خارجۀ

 آمریکامطالب خود را از روی نوشته‌ای می‌خواند

 و من ترجمۀآن‌هارا عیناً یادداشت می‌کردم:

به همین دلیل ما معتقدیم که باید مسئولین ارتش را 

متقاعدسازیم که آقای خمینی ضد توده‌ای و ضد 

کمونیسم در ایران است.

”بر گرفته از سايت تاريخ ايراني”

 كه متن توافق نامه آمريكا در رابطه با خميني وروي

 كار آوردن خميني است
.
از همه اينها مهمتر اينكه آمريكا وشخص سوليوان سفير وقت 

آمريكا به خميني نظر داشت وخميني هم از همان اول بله را 

گفته وبعقدشيطان بزرگ ( سوليوان) در آمده بود.



سفير وقت آمريكا در تهران در كتاب خاطرات خود كراراً به‌اين ملاقاتها اشاره مي‌كند. اما قاعدتاً طرف حساب اصلي تماسهاي پنهاني او بهشتي بوده است. او در اين زمينه تصريح مي‌كند كه «ما توانستيم به‌وسيلهٌ يكي از مأموران سياسي سفارت، كه قبلاً در ايران خدمت كرده و فارسي صحبت مي‌كرد، مستقيماً با آيت‌الله بهشتي تماس برقرار كنيم(8). اين مأمور را من براي تسهيل برقراري تماس با مخالفان از وزارت امور خارجه خواسته بودم»(9)ّ.

ژنرال هايزر نيز در روزهايي كه در تهران به‌سر مي‌برد، اصرار مي‌كرد كه امراي ارتش شاه با آخوندها و نمايندگان خميني در تهران تماس بگيرند.
ارتشبد قره‌باغي در‌بارهٌ اين درخواست هايزر مي‌نويسد: «ژنرال هايزر گفت: "فكر مي‌كنم كه خوب است تيمسار با مهندس بازرگان و دكتر بهشتي نمايندگان جبههٌ مخالفان و خميني ملاقات بكنيد!" و بدون اين‌كه منتظر جواب از طرف من بشود، بلافاصله از ژنرال گس(10) خواست كه شمارهٌ تلفن آنها را براي ما بياورد.
خوب همه ميدانيم كه بهشتي شاه مهره خميني در وصلت خميني با آمريكا بود
آيا فكر ميكنيد اين شاه مهره وقتي به قدرت رسيد رابطه را با آمريكا قطع كرد؟
جواب نه ونخير با هم است.
كه جدا گانه به همه مواردش خواهيم پرداخت
 زيرا زماني كه قرار هاي گوادلوپ وتوافق كارتر با خميني اجرا شد ودولت بازرگان هم به حكومت رسيد بهشتي كه آن زمان معاون مجلس خبرگان ورئيس حزب جهوري حزب چماقداران بود كماكان طرف حساب اصلي ملاقات ورابطه با آمريكا بوددرست همان زماني كه شعارهاي مرگ با آمريكا گوش فلك را كر ميكرد.
دكتر ابراهيم يزدي در يك مصاحبه اي با علي مليحي كه در پرتال جامع علوم انساني آمده
 گزارش مذاکره شهیدبهشتی با آمریکایی‌ها  گفتگو: ابراهیم یزدی   علی ملیحی
گفته است كه بهشتي در ساختمان سناي سابق تك وتنها با فرستاده ويژه آمريكائي ها ملاقات كرد نه يك ملاقات سياسي كه در خواست وسايل نظامي و...هم كرد.
آقای دکتر یزدی همانگونه که می‌دانید، یکی از اسناد 

بدست آمده از محل سفارت آمریکا در ‏تهران، پیرامون

 مذاکرات شهید دکتر بهشتی عضو شورای انقلاب و دبیرکل

 حزب جمهوری ‏اسلامی با دیپلماتهای آمریکایی، بعد از 28

 سال منتشر شده است،آیا شما به عنوان وزیر ‏خارجه وقت و

 عضو شورای انقلاب از انجام این مذاکرات اطلاع داشته‌اید؟

اولا این سند مربوط است به مذاکرات آقای دکتر بهشتی با آقایان «هنری پرشت»

  

و «بروس ‏لینگن»

 که اولی مسئول وقت میزایران در وزارت خارجه آمریکا و دومی کاردار سفارت این ‏کشور در تهران بوده است.
 پرشت در اکتبر سال 1979 به ایران آمد و به همراه لینگن به وزارت ‏خارجه به دیدار من آمدند. هدف وی از سفر به تهران، مطلع ساختن مقامات ایرانی از تصویب ‏روادید سفر شاه به آمریکا بود. سولیوان سفیر آمریکا در تهران و کاردار وی “فاس” در ‏گزارشهای خود به وزارت خارجه آمریکا تاکید کرده بودند که اگر به شاه اجازه سفر به آمریکا ‏داده شود، در ایران احتمال حمله مجدد به سفارت وجود دارد
پرشت و لینگن با رعایت موازین دیپلماتیک از من پرسیدند که با چه کسانی در ‏بیرون از دولت ضروری و یا لازم است مذاکره کنند.
با توجه به شرایط مفید آن ‏روزها،ضروری و مفید دانستم که آنها ... با دکتر بهشتی(که در آن زمان ریئس ‏شورای انقلاب بعد از فوت آیت الله طالقانی بود)دیدار داشته باشند.‏

طرف آمریکایی از چه طریق برای این دیدار هماهنگی کرده است؟
من شخصا با آقای دکتر بهشتی تماس گرفتم و موضوع را برای ایشان توضیح دادم. و قرار بر ‏این شد که پرشت و لینگن به دیدار دکتر بهشتی بروند.بنابراین، دیدار و مذاکره مورد بحث با ‏اطلاع و هماهنگی وزارت امورخارجه و دولت صورت گرفته بود.اما هیچ گزارش کتبی و یا ‏شفاهی از این دیدار دریافت نکردم و نمی‌دانم آیا مشروح مذاکرات آن جلسه نوشته شده است یا ‏خیر؟ ... البته لینگن در گزارش خود نوشته است که کسی بجز ‏دکتر بهشتی در اتاق حضور نداشته است.
 با توجه به اینکه طرف آمریکایی برداشت و دیدگاه ‏خود را از مذاکرات گزارش داده است که ممکن است با واقع قضیه هماهنگی نداشته ‏باشد،دسترسی به مشروح مذاکراتی که توسط طرف ایرانی تهیه شده نیز مهم است. 
بروس رایدل، از مقامات سابق سیا به بی‌بی سی فارسی می‌گوید که آیت الله خمینی در روز۱۳ آبان ۵۸ توانست کنترل جناح رادیکال و چپ انقلاب را در دست بگیرد.
او می‌گوید: «بهشتی نایبی وفادار و بسیار کارآمد برای (خمینی) بود که می‌توانست برای رسیدن به اهدافش به او کمک کند.


به نظر می رسد که تماس‌ها و مذاکرات این یار وفادار آیت الله خمینی - از دیدارهای پنهانی با جورج لمبراکیس، ‌ جان استمپل و ویلیام سالیوان گرفته تا حضور در مراسم تحویل دادن ژنرال گست به سفارت آمریکا در شب پیروزی انقلاب و نیز برخوردهای دوستانه با مقامات ارشدی مانند بروس لینگن و هنری پِرِکت - همگی مانورهای تاکتیکی بوده باشد که در جهت تاسیس و تثبیت حکومت دینی مبتنی بر اصل ولایت فقیه انجام می شد.
آقای رایدل می‌افزاید:
 
 «انقلاب اول به سرنگونی شاه منجر شده بود. انقلاب دوم قدرت خمینی و آیت الله‌های دو و برش را تحکیم کرد. عملا در جریان انقلاب دوم بود که همراهانی مانند (صادق) قطب‌زاده، (ابوالحسن) بنی صدر و (آیت الله محمد کاظم) شریعتمداری به طور موثر از قدرت کنار گذاشته شدند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر